![]() |
![]() |
|
| Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί |
|
هلیا، امروز فضای سینهی حافظ هم پر از نداست....
هلیا، این روزها کسانی هستند که نمیتوانند در تخت بخوابند، عدهایشان جایی هستند که تخت ندارند، عدهای فشار هجوم افکار و تصاویر پیش از خواب راحتشان نمیگذارد، عدهای هم کابوسها آرامشان نمیگذارد.... هلیا دلم برای خسرو تنگ شده است که بیاید یک دکلمهای بخواند پر از واژهی سبز.... هلیا دلم برای روزهای بدون سردرد تنگ شده است.... خیلی از چیزهای امروز عجیب است خیلی چیزها کثیف است خیلی چیزها دردناک.... هلیا، از من بشنو که مرگ بد است چه برای من چه برای آنکه امروز روبروی من است...هلیا مرگ دردناک است، حمله به همنوع دردناک است و آنچه آنرا اسفناک میکند رضایت هر دو طرف دعواست.... هلیا، نمیدانم روزی که تو این را میخوانی چه فکر میکنی اما مرا روز خوش است که لااقل نگاه مردم جهان به مردم ایران تغییر کرده... امروز خیلیها میدانند ایران کجاست... امروز خیلیها در شرق حسرت میخورند که چرا میری ندارند... خیلیها در غرب فکر میکنند که چگونه کمک کنند... هلیا هلیا هلیا برایم عجیب است مردم دنیا دارند فکر میکنند... نمیدانم چه حالی دارند ساعات پیش از خواب آنانی که دیروز من و ما را تروریست میدانستند وقتی میبینند که ما میمیریم که رایایی پس بگیریم.... هلیا دیگر بخواب، دل من پر است و اجازهی پیادهروی شبانه هم دیگر ندارم... هلیا این روزها عجیب است... حال هر که را میپرسم پاسخش را از قبل میدانم، همگی یک حال داریم هر چند همه یک جا نیستیم.... شبت خوش |
|
+ نوشته شده در
2009/6/21ساعت 21:55 توسط شبیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
موسیقی:
I'll be home for christmas From: Noel By: Josh Groban To: My homesickness |
|
RSS
|