![]() |
![]() |
|
| Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί |
|
Keep the strengths that you have and find other avenues to explore! |
|
+ نوشته شده در
2009/10/25ساعت 22:22 توسط شبیر |
|
|
سلام علیکم جناب آقای محمود احمدی نژاد
رییس جمهور محترم و مردمی نژاد من یک تشکر به شما بدهکارم یک سپاس گذاری به شما بدهکارم شاید هم باید بر دستانتان بوسه بزنم چون انگار شما این ژست را خیلی دوست دارید و از دیگران به همین روش قدردانی می کنید... آقای احمدی نژاد سال ها همواره از خودم می پرسیدم که شور سیاسی چیست؟وقتی پدر و مادر هایمان می گفتند در تظاهرات ها و راهپیمایی های سال های پیش از انقلاب چگونه با هیجان شعار می دادند سرود می خواندند و یا تراکت و پوستر پخش می کردند نمی فهمیدم چه می گویند. چیزی که دیروز در خیابان های تهران آن را یرای اولین بار حس کردم. حس خوب همبستگی اتحاد و همدلی. من راهپیمایی کم شرکت نکردم از وقتی یادم است در راهپیمایی های22 بهمن بوده ام و در نماز جمعه و روز قدس هم شرکت کرده ام اما حسی که دیروز به دست آوردم را هیچ گاه تجربه نکرده بودم نمی دانید که چقدر به ما خوش گذشت و من لحظه لحظه آن را مدیون شما هستم... حتی اگر شال های سبز به دوشان را "دجال"بدانید. حتی اگر در ذهن عوام این موج سبز را نمادی از بی بند و باری جا بیندازید.. از شما ممنونم چون مناظره هایی که از صدا و سیمای شما پخش شدبرای من مثل کلاس درس بود. از آن ها آموختم که چگونه باید صبر کرد سکوت نمود و به معنای این آیه آسمانی رسیدم که:"اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما" درس تسلط بر خویشتن، مرعوب نشدن، نگاه پر صلابت داشتن و خشم در لحظه ای که باید خشم گرفت و فریاد زد :"من یک انقلابی ام"یا با نگاهی پر صلابت گفت:"شما تاریخ را فراموش کرده اید ما در دوران جنگ کشور را اداره کرده ایم" و یا با سادگی هر چه تمام تر گفت:"ننجون من هم تورم را می فهمد.." از شما متشکرم چون نظر من را نسبت به خیلی چیزها عوض کردید. نسبت به آدم هایی که من اصلا نمیشناختمشان و آنجا که با شما مناظره کردند شخصیت واقعی شان برایم مفهوم پیدا کرد... روحیه انقلابی یک نخست وزیر ،صلابت و صبر یک فرمانده جنگ و سادگی و دل بی ریای یک روحانی را.... کلاس درس مناظره های صداو سیمای شما را با هیچ چیز عوض نخواهم کرد. در این چند روز این قدر مطالعه کرده ام ،این قدر آمارهای بانک مرکزی و ساختار اقتصادی کشور را بالا و پایین کرده ام، این قدر جزوه آمار خواندم تا منحنی جینی را بفهمم که شب ها همش خواب انتخابات می بینم. احساس می کنم قبلا چیزی نمیدانستم شاید هم چون در هیچ دوره ای این قدر صریح درگیر انتخابات نبودم... اکنون می دانم که اگر یک صده قبل مردم از جهل شان نسبت به باکتری و ویروس و میکروب، بیماری را ناشی از جن و آل و این چیزها میدانستند و حاضر نبودند که به پزشک مراجعه کنند، امروز دردشان این است که از ارقام و آمار و نمودارو اکسل و اینترنت سر در نمی آورند و حاضر نیستند که بروند و اندکی مطالعه کنند تا تصمیم درست بگیرند، یک روایت دجال و یاران سبز پوشش برای آن ها کفایت می کند، یک لفظ دکتر برای آن ها حجت است و خلاصه که من تازه دارم دردهای جامعه را عمیق تر می بینم و زبان توده مردم را می فهمم... نتیجه این انتخابات هر چه باشد مهم این است که از آن درس ها بیاموزیم و تجربه مان را به حساب ذخیره ذهنمان بسپاریم برای آینده ای که چندان هم دور نیست...فقط 4 سال دیگر اما باز هم از شما متشکرم آقای احمدی نژاد من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق.......... نوشتهی: مریم عظیمزاده (با اجازهی نویسنده منتشر گردید) |
|
+ نوشته شده در
2009/6/9ساعت 22:37 توسط شبیر |
|
|
"حقیقت نمیتواند ناقص باشد و هر آنچه که ناقص است غیر حقیقی است. نتیجهای را که میخواهیم فردا تغییرش دهیم در واقع حقیقی نیست، حتی امروز! بلکه به ظاهر حقیقی مینماید. فقط آن چیزی میتواند حقیقی باشد که هرگز احتیاج به تغییر آن نداریم. از این رو آنچه که علم به عنوان حقایق ارائه میکند حقیقتا غیرواقعیاند و براساس دانشی قرار دارند که تا آن زمان برایشان حاصل شده و پس از کسب دانش بیشتر آن نتیجهها نیز به تغییر دوبارهای نیازمندند...."
خواندن این جملات اوشو انسانی را که قرار است "دانشپیشه" شود به فکر فرو میبرد. |
|
+ نوشته شده در
2009/5/12ساعت 0:4 توسط شبیر |
|
|
You have probably come across "mad" people in the street incessantly talking or muttering to themselves. Well, that's not much different from what you and all other "normal" people do, except that you don't do it out loud. The voice comments, speculates, judges, compares, complains, likes, dislikes, and so on. The voice isn't necessarily relevant to the situation you find yourself in at the time; it may be reviving the recent or distant past or rehearsing or imagining possible future Here it often imagines things going wrong and negative outcomes; this is called worry. Sometimes this soundtrack is accompanied by visual images or "mental movies." Even if the voice is relevant to the situation at hand, it will interpret it in terms of the past. This is because the voice belongs to your conditioned mind, which is the result of all your past history as well as of the collective cultural mind-set you inherited. So you see and judge the present through the eyes of the past and get a totally distorted view of it. It is not uncommon for the voice to be a person's own worst enemy. Many people live with a tormentor in their head that continuously attacks and punishes them and drains them of vital energy. It is the cause of untold The power of now By: Eckhart Tolle |
|
+ نوشته شده در
2009/2/15ساعت 11:59 توسط شبیر |
|
|
We are never limited, even though we are seemed to be. From: Crystal Cave by: Chopra |
|
+ نوشته شده در
2009/2/12ساعت 14:46 توسط شبیر |
|
|
چرا دشوارترین کار در جهان این است که پرندهای را متقاعد کنی آزاد است، و اینکه اگر اندک زمانی را ب تمرین بپردازد، این موضوع به او اثبات خواهدشد؟ چرا اینقدر دشوار است؟
"جاناتان مرغ دریایی" خواندنش را پیش از خاطرات یک یوگی توصیه میکنم... |
|
+ نوشته شده در
2009/2/5ساعت 12:25 توسط شبیر |
|
|
An interval of 8 notes is called Octave or perfect 8. There stands an interesting fact. We can not compose a symphony using only perfect 8 distances! This is pretty much like our lives I guess.... We may not always be in the perfect mood and place (state) but I guess it's important to be in a place that the whole symphony of life sounds pleasant and harmonious.... |
|
+ نوشته شده در
2009/1/27ساعت 19:58 توسط شبیر |
|
|
ذهن همیشه در وضعیت "کافی نیست" قرار دارد. ذهن همیشه آزمندانه به دنبال چیزهایی برای فکر کردن است و هنگامی که خوراک کافی به آن نمیرسد کسی که در کنترل ذهنش درآمده احساس بیحوصلگی و خستگی میکند.
هنگامی که بیحوصله میشوید میتوانید گرسنگی ذهن را با برداشتن یک مجله، برقراری یک تماس، روشن کردن تلویزیون، گشت و گذار در وب و یا -که البته این چندان هم نامتعارف نیست- انتقال این گرسنگی از ذهن به بدن و تلاش برای رفع آن با خوردن بیشتر و یا حتی ماندن در همان وضعیت و بررسی چگونگی این حال برطرف میکنید. پس حتی بیحوصلگی هم میتواند به شما نشان دهد که کی هستید و کی نیستید... شما بیحوصلگی نیستید... بیحوصلگی تنها یک وضعیت گذرای ناشی از جابهجایی انرژی است... به همین ترتیب ترس و عصبانیت و ... هیچ یک "شما" نیستید. بلکه اینها شرایط ذهنی هستند که میآیند و میروند... Stillness speaks Eckhart Tolle |
|
+ نوشته شده در
2009/1/17ساعت 11:35 توسط شبیر |
|
|
Loose yourself to find yourself! |
|
+ نوشته شده در
2009/1/15ساعت 7:52 توسط شبیر |
|
|
Unless you learn to recognize the false as false --as not you-- there can be no lasting transformation, and you would always end up being drawn back into illusion and into some form of pain.
|
|
+ نوشته شده در
2008/12/12ساعت 10:55 توسط شبیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
موسیقی:
I'll be home for christmas From: Noel By: Josh Groban To: My homesickness |
|
RSS
|