![]() |
![]() |
|
| I just want to know what Truth is |
|
تا به زندان بلا گردند زندانی چو خضر! تشنه کامان را، فریب از چشمهی حیوان دهند! گر فلک نشناخت قدر من رهی، عیبش مکن ابله از کف گوهر نایاب را ارزان دهد! رهی معیری |
|
+ نوشته شده در
2009/12/16ساعت 2:34 توسط شبیر |
|
|
اگر در دنیای دو بعدی، مثلا دنیای عکسها یا دفترهای نقاشی زندگی میکردیم چیزی به نام کایرالیته وجود نمیداشت زیرا همه چیز دارای صفحهی آینهای بود!
|
|
+ نوشته شده در
2009/12/15ساعت 13:43 توسط شبیر |
|
|
هر زمان دردی و درمانش نمیدانم که چیست
محنتی میآید و حکمت نمیدانم که چیست غربتی دارم که درمانش نمیدانم که چیست محنتی دارم که آسانش نمیدانم که چیست ---------------- بچه در هنگام تکمیل این شعر در وضعیت کره خری بود که به وی تیتاپ داده باشند بود و برگهای که برخی از این ابیات روی آن نوشته شده بود را دید و تکمیل کرد و تقدیم کرد و منتشر کرد. |
|
+ نوشته شده در
2009/12/15ساعت 4:56 توسط شبیر |
|
|
واژهی عسل حقیقت عسل نیست. شما میتوانید ساعات طولانی دربارهی اصل بحث و بررسی کنید، اما تا زمانی که مزهی آن را نچشید، حقیقت عسل را نمیشناسید.[...] مشابه عسل واژهی خدا است. شما میتوانید تا آخر عمرتان دربارهی خدا بحث و بررسی کنید، اما آیا این بدان معناست که شما آگاه یا حتی قادر به درک حقیقتی که این واژه به آن اشاره میکند هستید؟ حقیقت اینست که شما فقط وابستگی وسواسی به علامت راهنمایی یا یک ایدهآل ذهنی دارید. برعکس این مطلب هم صادق است [...]، اگر شما نسبت به واژهی خدا تنفر داشته باشید، که این خودش نشانهی وابستگی منفی است، شاید که نه تنها واژه که مفهومی را که در ماورای این واژه وجود دارد انکار کنید. شما، خودتان را از امکان تجربهی این حقیقت باز خواهد داشت. لذت حضور یا اقتدار اکنون اکهارت تلی |
|
+ نوشته شده در
2009/12/14ساعت 2:6 توسط شبیر |
|
لذت حضور یا اقتدار اکنون اکهارت تلی |
|
+ نوشته شده در
2009/12/14ساعت 1:51 توسط شبیر |
|
|
"I remember many occasions when a sudden bomb blast of Iraqi missiles over Tehran, stopped the course of teaching, and then after a few minutes, the course continued smoothly as before. The enthusiastic atmosphere of those times, were guiding us, professors and students alike, toward a valuable goal, the development of Sharif graduate School in Physics, which we now have." Prof. Vahid Karimpour Department of Physics Sharif University of Tech. چرا اون نسلها انقدر محکمتر بودن؟ |
|
+ نوشته شده در
2009/12/13ساعت 17:56 توسط شبیر |
|
|
زندگی پر از معجزههایی است که دلدادگان همواره میتوانند به آنها امید ببندند. [...]
اصولا، دربارهی همهی رویدادهایی که در زندگی و نشیب و فرازهایش به عشق مربوط میشوند، بهتر آن است که دربند فهمیدن نباشیم، چون حالت وصف ناپذیر و نامنتظرشان چنان است که پنداری از قانونهایی نه منطقی که جادویی پیروی میکنند. [...] سدهایی که دلدادگان باید با آنها درافتند، و بیهوده میکوشند با تخیلی که نامرادی آن را بیش از اندازه برانگیخته است چگونگیشان را دریابند، گاهی از یک ویژگی زنی ناشی میشوند که ایشان نمیتوانند دلش را بهدست آورند، یا از حماقت او، یا تاثیر هراسهایی که کسانی به او القا کردهاند که دلداده نمیشناسد، یا نوع خوشیهایی که زن در آن زمان از زندگی انتظار دارد و نه دلداده و نه داراییش توان برآوردنشان را ندارند. در هر حال، عاشق در وضعیتی نیست که بتواند چگونگی مانعهایی را بشناسد که زن به نیرنگ از او پنهان میدارد، و عقل خودش که عشق آن را گمراه کرده است نمیتواند به دقت دریابد. [...] اما، همان رمزی که اغلب علت فاجعهها را از نظر پنهان میدارد، در عشق نیز یکبارگی ٍ برخی چارههای خوش، [...]، ناشناخته میگذارد. در سایهی دوشیزگان شکوفا مارسل پروست |
|
+ نوشته شده در
2009/12/13ساعت 11:50 توسط شبیر |
|
|
من به این باور رسیدهام که ما راحتتریم ندانیم آینده چیست.
بدانیم و بد باشد که مصیبت است. بدانیم و خوب باشد که آن لحظات فوران شادی چه میشود! پس همان بهتر که آیندهمان را در زمانی که باید ببینیم! |
|
+ نوشته شده در
2009/12/13ساعت 1:28 توسط شبیر |
|
|
این که دوستی را بعد از 2 سال و نیم در آغوش بگیری و احساس غریبی نکنی...
این که دوستی را پس از دو سال و نیم ببینی و احساس کنی که تازه دلت تنگ شده برای آن روزها... این که دوستی را از پی دو سال و نیم درست همان گونه بیابی که آن روزها سوار هواپیما شد... همهی اینها را امروز با هم تجربه کردم و از آن لحظه مدام در سرم میشنوم پژواک "زهی خجسته زمانی که یار باز آید". |
|
+ نوشته شده در
2009/12/12ساعت 21:9 توسط شبیر |
|
|
"Thanks to my FANS.... Without you I am just a man talking to himself" Russell Peters Stand up comedian |
|
+ نوشته شده در
2009/12/12ساعت 3:6 توسط شبیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
موسیقی:
افسون کوروس سرهنگ زاده ------------ جملهی زیر عنوان از Thomas Kuhn میباشد. |
|
RSS
|