![]() |
![]() |
|
| Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί |
|
به همین سادگی اتفاق میافتد... که ناگهان دلت هوای هندوستان میکند و میآیی یک خطی اینجا مینویسی....
چیزی شبیه یک میعادگاه قدیمی که 40 سال بعد از آخرین باری که آنجا بودهای یک شب که دلت گرفته و بغض گلویت ، راه میافتی و بیتفاوت به ساعتی که آن را بهر مردم ساعت خواب قرار دادهاند، دل به کوه میزنی و آن سنگی را که در کنارش برق نگاهی را دیده بودی دوباره پیدا میکنی و مینشینی و به اعوجاج نور ماه در اغبس شامی که در آن غوطهوری، بیتفاوتی.... نمیدانی این پراکنش نور حاصل شکست نور در بلور اشکان است یا شکستن مرد است که ماه را هم چنین دیگرگون کرده است... آری گاهی باید آرام جایی، در میعادگاهی قدیمی، دور از چشم همگان قطره اشکی ریخت و جام را نگونسار کرد و دمی از گرمگاه سینه بیرون داد و برگشت به همان شهر همیشگی..... |
|
+ نوشته شده در
2009/7/20ساعت 18:30 توسط شبیر |
|
|
خوب وبلاگصاحاب میرود تا در جای دیگری بنویسد، چون خیلی چیزها عوض شده!
وبلاگصاحاب میرود در جایی بنویسد که حس بهتری داشته باشد! وبلاگصاحاب این روزها در مورد خاستگاه خیلی چیزها میاندیشد و مینویسد و میداند که خاستگاه این تصمیمش چیست! و میداند که این تغییرها به همین ختم نمیشود! وبلاگصاحاب میرود تا صاحب جای دیگری باشد! از این محیط به خاطر امکاناتی که به او داده شده متشکر است! گلهمند است که در ساعاتی که آتش درونش را فقط نوشتن مهار میکرد دسترسی به این محیط را از او دریغ میکردند! گله مند است که بارها پستهایش را خوردند! وبلاگ صاحاب خوشحال میشود که شما در جای دیگری که البته از نامش چندان راضی نیست همراهش باشید! شاد زیید پی نوشت: جای دیگر: http://dr-data.blogspot.com |
|
+ نوشته شده در
2009/7/7ساعت 23:46 توسط شبیر |
|
|
شرنگ ناامیدی را بسپار به آنان که نیرنگبازانند، جای ما بر اورنگ هفت رنگ پادشاهی راستان است.... |
|
+ نوشته شده در
2009/7/5ساعت 23:40 توسط شبیر |
|
|
این غروبها طلوع میشوند،
تا من و تو در زمان سفر کنیم. از برای دیدن حوادثی یک دو مرتبه کمی خطر کنیم شورهای تازهای نهفته است پشت اتفاق خوب پیش رو راه زندگی همیشه ساده است بایدش کنی، تو جستجو! |
|
+ نوشته شده در
2009/7/4ساعت 2:15 توسط شبیر |
|
|
هلیا، این روزها ما و تو وجوه اشتراک مهمی داریم، که نه در نگاه امیدوارمان است و نه در نگاه پرسشگرمان...
اشتراکمان در شیب تند بزرگ شدنمان است.... آری همه داریم بزرگ میشویم، داریم آنقدر بزرگ میشویم که دیر یا زود راه خودمان را برویم، فارغ از امر و نهیها.... هلیا، اینجا ایران است، شاید روزی که اینها را میخوانی جای دیگری باشی و هنوز هم این خاک رشک گیتی نباشد.... هلیا این جا ایران است، خاکش عجیب است و انگار مردمش را هم از همین خاک ساختهاند.... هلیا اینجا ایران است، صدای نسل ققنوسسان که از دل نسلی سوخته میخواهد دوباره متولد شود.... شبت خوش |
|
+ نوشته شده در
2009/7/1ساعت 15:35 توسط شبیر |
|
|
بیبیسی یک نوجوان 13 ساله را قانع کرد که برای یک هفته آیپادش را با یک واکمن عوض کند!
و به نظر این پسر آیپاد بنده بود وقتی پای کیفیت صدا و تصویر و به خصوص شافل میرسد. اما واکمن از این جهت که دو ورودی برای هدفون داشت برای زمانهایی که میخواهید با دوستی آهنگ گوش دهید مناسب تر است! اما بخش فوقالعادهی این مرور را با شما به اشتراک میگذارم: " سه روز طول کشید تا فهمیدم که نوار کاست یک سمت دیگر هم دارد! اما این تنها خامی من نبود! بلکه مدتها فکر میکردم که کلید نرمال\متال برای انتخاب بین ژانرهای مختلف است!" http://news.bbc.co.uk/2/hi/uk_news/magazine/8117619.stm |
|
+ نوشته شده در
2009/6/30ساعت 21:14 توسط شبیر |
|
|
|
+ نوشته شده در
2009/6/29ساعت 22:13 توسط شبیر |
|
|
آدم که نباید خودش را ببازد،آدم باید خودش را بسازد.
http://dark-midnight.blogfa.com/post-293.aspx |
|
+ نوشته شده در
2009/6/28ساعت 13:35 توسط شبیر |
|
|
دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم
با من چه کرد دیدهی معشوقه باز من! |
|
+ نوشته شده در
2009/6/27ساعت 1:31 توسط شبیر |
|
|
No, this trick won't work... How on earth are you ever going to explain in terms of chemistry and physics so important a biological phenomenon as first love? |
|
+ نوشته شده در
2009/6/26ساعت 11:54 توسط شبیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
موسیقی:
I'll be home for christmas From: Noel By: Josh Groban To: My homesickness |
|
RSS
|