![]() |
![]() |
|
| Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί |
|
دومین روز آخرین ماه گرم سال...
|
|
+ نوشته شده در
2008/8/21ساعت 19:42 توسط شبیر |
|
|
اسباب جمع داري و كاري نميكني؟( حيوان! هم در ته شعر موجود بوده كه به دليل ضرورت شعري حذف شده)
|
|
+ نوشته شده در
2008/8/21ساعت 11:48 توسط شبیر |
|
|
در این شبی که خیالت ربوده خواب مرا
دمی فرو ننشاند، کس التهاب مرا به هر طرف که کنم رو همه شمایل توست دلیل لرزش دستم نه از سر پیری است قیاس کن تو بدین سنجه اضطراب مرا میا جوان تو به بازار عاشقان زینهار ببین تو عاقبت و جمله اکتساب مرا.... ---------- از دور دست ندایی نمیرسد پژواک آه ما به خدایی نمیرسد در پشت صورتکی بیتفاوتیم این صحبت من و تو به جایی نمیرسد.. --------- هر روز منتظر دیدن توام بیاختیار در پی بوسیدن توام صدکار کردهام که تو را شادمان کنم من عاشق شنیدن خندیدن توام ------------ ای مرگ، پیش من آی و فرشته باش جانم بگیر و منجی نیکو سرشته باش در لوح ماندگار خودت ای خدای پاک یک خط برای من از من نوشته باش... ----- البته با اجازه از پریناز! |
|
+ نوشته شده در
2008/8/20ساعت 19:6 توسط شبیر |
|
|
کوروس سرهنگزاده... بسیاری بهخاطر تصنیف "دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره" یا "گلنار" یا "یک نفس ای پیک سحری" میشناسندش... البته نیکوست اما این تصنیف فال حافظش... ببخشید اگر اینجا داره تبدیل میشه به لیریکس دات کام ولی خوب فعلا موسیقی زیاد گوش میدم... یک پلیلیست 309 آهنگه از فیوریتهام درست کردم و هنوز باید چند فایل بهش اضافه بشه! دقت به این نکته ضروری است که برای فرار از نابودی از اضافه کردن آوازهای شجریان خودداری شده! دور از تو منم تنها تنها منم و غمها هر قطره اشکم، صد موج تمنا صد قصه پنهان، صد غصهی پیدا چو نای بیآوا اگر چه خاموشم زبان دل گوید مکن فراموشم شد مایهی رسوایی این عشق و شکیبایی فالی زدم از حافظ دیشب من سودایی این نکته به جا آمد داد از غم تنهایی چو نای بیآوا اگر چه خاموشم زبان دل گوید مکن فراموشم... گر باده پرستم من از چشم تو مستم من در عالم تا هستم از این ساغر مستم که بی این مستی نیارزد هستی میرفتی و میدیدم کاشانهی امیدم یکسر ویران میشد دلم لرزان میشد چو نای بیآوا اگر چه خاموشم زبان دل گوید مکن فراموشم دور از تو منم تنهاتنها منم و غمها هر قطره اشکم، صد موج تمنا صد قصه پنهان، صد غصهی پیدا چو نای بیآوا اگر چه خاموشم زبان دل گوید مکن فراموشم دور از تو منم تنها * با تشکر از همایون |
|
+ نوشته شده در
2008/8/20ساعت 5:46 توسط شبیر |
|
|
Tell me how I'm supposed to breathe with no air (Jordin) (Chris) (Jordin) [Chorus] No air, air (Chris) (Jordin) (Both) [Chorus] No air, air Ooohhhhh... [Chorus] [Chorus] No air, air No air |
|
+ نوشته شده در
2008/8/18ساعت 20:3 توسط شبیر |
|
|
Who are we to tell anyone what they can’t or can do… |
|
+ نوشته شده در
2008/8/17ساعت 14:52 توسط شبیر |
|
|
غالب مکالمات من اینگونه آغاز میشوند...
من: سلام طرف: چه طوری بیمعرفت! یه زنگ نزنیا! میمیری یه اساماس بزنی! مکالماتی از این دست، بسته به ادب شخص و میزان صمیمیت میتواند با کلمات رکیک همراه شود یا عباراتی ادبی... من هم همیشه شرمندهام همین... این رفتار (غلط) من در برخورد با دیگران خروجی خوشایندی ندارد.... البته تعداد زیادی از این بیمعرفت شنیدنها برایم به هیچ عنوان اهمیتی ندارند اما تعدادی مهماند... از همه مهمتر آنجاست که این "چهطوری بی معرفت" را نمیشنوم اما میدانم که کسی (که بسیار هم مهم است) رنجیده است.... |
|
+ نوشته شده در
2008/8/16ساعت 16:39 توسط شبیر |
|
|
ما را غم ما بس است یارا
افزون مکنش تو ای نگارا هر گه که غمی به سینهی توست مرگ است مرا بسی گوارا ای دوست چه میشود بگویی کامل همه شرح ماجرا را... |
|
+ نوشته شده در
2008/8/11ساعت 16:16 توسط شبیر |
|
|
وقتی وارد جایی میشوم و همیشه یکی از سه آهنگی را که دوست دارم میشنوم... برایم معنی دارد...
وقتی سعدی را دوست دارم و شعرهایش را برایم میفرستند... برایم معنی دارد... وقتی از طرح کارتی خوشم میآید و سه ماه بعد دریافتش میکنم... برایم معنی دارد... و بسیاری دیگر از این حرکتهای ریز برایم ارزش فراوان دارند... شاید دورهی این توجهات گذشته باشد... شاید دورهی این دقتها تمام شده باشد... ولی من عاشق این رفتارهای ریز هستم.... |
|
+ نوشته شده در
2008/8/11ساعت 7:55 توسط شبیر |
|
|
آنچه در زیر میخوانید انتهای چتی است با یک دوست. در ساعت 2 یا 3 نیمه شب...
من: "خوب آقا بسیار خوشحال شدم فکر کنم در اولین فرصتی وقت داشتی بشینیم مفصل صحبت کنیم" او: حتما فقط يک نکته... من: جان؟ او: ببين، نسفه شبي تمامي خاطرات و زندگي آدم مياد جلوش، بعد هم تمامي دوستي هاش و تمامي عشق هاش... و بعد يهو مي زني زير تمامي تصميم هائي که گرفتي و تمامي احساسات جاري مي شن و دوباره همه ي عشق ها و دوست داشتن ها مثل روز اول شروع مي شن.... بترس از بيداري شب هاي دراز، آن هم براي دلهاي عاشق و هنرمند شبت بخير... |
|
+ نوشته شده در
2008/8/9ساعت 12:48 توسط شبیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
موسیقی:
گل پامچال بیژن بیژنی با تشکر از پری ناز تقدیم به Daisy |
|
RSS
|