تبليغاتX
+AB
Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί
۱)

... پرسش‌ها یكی پس از دیگری متولد می‌شوند. حبیب كاشانی چرا رفت و اصلا چرا آمد؟ مگر پرسپولیس با انصاری‌فرد در كورس قهرمانی نبود كه ناگهان با فشار سیاسی اكیپ كاشانی مجبور به كناره‌گیری شد؟ آیا باید ایده آنهایی كه معتقدند سیاستمداران پشت‌پرده با اوج‌گیری بی‌حد و حصر قرمز و آبی مخالفند را بپذیریم و آیا اساسا هنوز پدیده‌ای به نام ورزش وجود خارجی دارد یا هر چه هست سیاست است و دیگر هیچ؟

خبرگزاری آفتاب

۲)

كافی‌شاپ‌ها و مغازه‌هایی كه به افراد مصداق بدحجابی خدمات ارائه می‌كنند پس از یك‌بار تذكر، پلمب می‌شوند. طرح ارتقای امنیت اجتماعی از ۲۵ خردادماه به این شكل وارد فاز جدیدی شد كه ماموران پلیس، پس از تذكر به افراد بدحجاب و بدپوشش، آدرس محلی كه مانتویشان را از آنجا خریده و یا موهایشان را آنجا آرایش كرده‌اند، گرفته و پس از مراجعه به آن محل، اقدام به پلمب واحد تجاری می‌كنند...

در سال‌جاری اخباری مبنی بر برخورد با افرادی كه مانتوهای روشن به تن می‌كنند نیز به گوش می‌رسد. به طوری‌كه با دخترانی كه مانتو و روسری‌های به رنگ آبی، زرد یا قرمز پوشیده باشند برخورد می‌شوند.
سرهنگ احمدی گفت: با رنگ لباس كاری نداریم. «مگر اینكه یكدست باشد و زننده» قرمز و آبی و زرد یكدست را كسی نمی‌پذیرد و خانواده‌ها ملاحظات اخلاقی را در این رابطه بكنند.

خبرگزاری آفتاب

۳)

اسراییل توانایی خود در حمله به ایران را نشان داد...

یاهو

باز اشتباه کردم و رفتم خبر خواندم........

+ نوشته شده در  2008/6/20ساعت 19:24  توسط شبیر | 
با (ن) (ف) (م) (ز) و (آ) رفتیم کافی شاپ هنر (آدرس دقیقش می شه خیابان ۱۶ آذر یه یک کیلومتر اونورتر!)

بسیار خوش گذشت...

باز عجیبی هم به پیشنهاد (ن) انجام دادیم که نتایج شگفت انگیزی داشت!

اینجا نوشتم تا یادم بماند که انسان های بسیار دوست داشتنی ای را می شناسم....

روی واژه ی انسان تاکید می کنم چون در آن جمع واقعا معنی داشت....

شاد زیید

+ نوشته شده در  2008/6/20ساعت 18:54  توسط شبیر | 
می‌گویند انتظار، انسان نزدیک به اعدام را بیشتر از خود مرگ آزار می‌دهد.

من در انتظار جوخه‌ی اعدام یا صندلی الکتریکی نیستم اما عمیقا درک می‌کنم که انتظار بسیار سخت است....

-----------

او شبی سوخت، عمادت همه شب می‌سوزد

بی‌جهت شهرت این کار به پروانه رسید....

بیت بالا بیتی از عماد خراسانی، شاعر معاصر، است.

به کمک نیمای عزیز، پسرم، دیوان او بدستم رسید (که ای کاش نمی‌رسید!)....

علاوه بر این مسائل نژادپرستانه که آقا خراسانی‌ها همگی بسیار خفن هستند!، عمیقا با اشعار او ارتباط برقرار می‌کنم...

حتی اگر دقیق‌تر بخواهم بگویم شبیه آینه‌ایست برایم (البته اگر ملاک قضاوت تنها شعرهایش باشند).

این‌ها همه نوشته شد که بگویم به زودی شما با او در همین جا آشنا می‌شوید....

از دیگر ابیات او:

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم

از چه با دشمن جانم شده‌ام دوست ندانم!

یا

یرگه کار مو تو دره بالا می‌گیره

ذره ذره داره عشقت تو دلم جا می‌گیره!

 

+ نوشته شده در  2008/6/17ساعت 20:52  توسط شبیر | 

Bruce Almighty

فیلم "بروس، قادر توانا" در سال 2003 با بودجه‌ای در حدود 80 میلیون دلار با کارگردانی تام شادیاک و بازی جیم کری، مورگان فریمن و جنیفر آنیستون ساخته شد. نویسنده‌ی آن استیو کورن است. این فیلم هنگامی که از اکران در سینماهای آمریکا برداشته شد با رکورد بی‌نظیر فروش (برای فیلم کمدی) 485 میلیون دلار، نام خود را در فهرست پرفروش‌ترین فیلم‌های آمریکا قرار داد.

خلاصه‌ داستان از این قرار است که بروس (جیم کری) یک خبرنگار شبکه‌ای تلویزیونی است و پس از آن‌که نمی‌تواند شغل گویندگی خبر را بدست آورد، شروع به شکایت از دست خدا می‌کند و در این زمان خداوند (مورگان فریمن) تمام اختیارات خود را در حوزه‌ی شهر محل سکونت بروس به او واگذار می‌کند. و البته با همان قواعد علاالدین و چراغ جادو در این جا هم مواجه هستیم... نمی‌توان کسی را وادار کرد که دوستت داشته باشد.

دیالوگ‌های جالبی بین بروس و خدا رخ می‌دهد که از آن بین می‌توانم به نمونه زیر اشاره کنم:

خدا: می‌بینم که همه چیز را بهم ریختی؟

بروس: آدم‌ها خیلی زیادند. من فقط هرچیز که می‌خواستند به آن‌ها دادم... (بروس دعای همه‌ی مردم را برآورده کرد.)

خدا: از کی تا حالا مردم می‌دانند که چه می‌خواهند؟

صحنه ادامه پیدا می‌کند و خدا می‌گوید:

(در صحنه‌ای بروس سوپ خود را به دو قسمت تقسیم می‌کند (مانند آن زمان که رود نیل به دونیم شد تا بنی اسراییل از رود گذر کنند.)

خدا: جدا کردن سوپ معجزه نیست بروس، و فقط یک حقه‌ی سحر‌امیز است. معجزه آن است که یک زن تنها دو شیفت کار می‌کند و همچنان فرصت می‌کند که بچه‌اش را به کلاس فوتبال ببرد. نوجوانی که به مواد مخدر نه می‌گوید و به آموختن بله، این معجزه است. مردم از من می‌خواهند که برایشان همه‌کار انجام دهم، اما چیزی که متوجه نمی‌شوند این است که، آن‌ها خود صاحب قدرت هستند. فرزندم می‌خواهی معجزه ببینی؟  خودت معجزه باش!

این فیلم در مالزی و مصر ممنوع شد و پس از سانسور و بحث‌های فراوان در مالزی به عنوان فیلم بالای 18 سال اجازه پخش پیدا کرد.

در ایران از شخصیت مورگان فریمن به عنوان امام دوازدهم تعبیر شد.

(Karl Vick. "Misreading Tehran", Washington Post, June 25, 2006, p. B01. Retrieved on 2006-06-27)

در بخشی از این فیلم خداوند با تلفن با پیجر بروس تماس می‌گیرد که البته بدون پیش شماره است. کسانی که شماره‌ تلفن آن‌ها مانند شماره‌ی موجود در فیلم بود، میلیون‌ها تماس دریافت کردند از کسانی که می‌خواستند با خدا صحبت کنند. و البته به طور تصادفی این شماره در یک مورد شماره‌ی کلیسایی در ویسکانسین هم بود!

در پایان باید اضافه کنم که این فیلم نمره   ۶.۵از IMDB گرفته و اگر ۱۰۱ دقیقه فرصت دارید بد نیست که این فیلم را ببینید.

اوان آلمایتی که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد هم در واقع بروس المایتی ۲ می باشد!

+ نوشته شده در  2008/6/13ساعت 13:11  توسط شبیر | 
به تصویر زیر نگاه کنید!
ما 5 نفر بودیم که می‌خواستیم به داخل غاری در نیاسر برویم! بعدا در مورد خود غار و سفر بیشتر خواهم نوشت!
اما سعی کنید وزن آن نفر پنجم را که می‌خواست با ما داخل غار بیاید حدس بزنید!
راهنمایی می‌کنم...
134 کیلوگرم!
http://bp3.blogger.com/_kvGQ-30OGUE/SErhwrFZ0LI/AAAAAAAAAFA/M_9Y43AksnY/s1600-h/IMG_5106.jpg
+ نوشته شده در  2008/6/10ساعت 22:5  توسط شبیر | 


عکسی که مشاهده می‌کنید مربوط به 11 سال پیش می‌باشد....
و این دو آقای ذوق مرگ به نسبت محترم اکنون فرسنگ‌ها از هم دور افتاده‌اند!
در ضمن شایان ذکر است که این عکس تنها مربوط به نوستالژی‌ است و هیچ ارتباطی با نمایشگاه عکسی که در زیر توضیحش آمده ندارد!

ارادتمند

شبیر!
 
+ نوشته شده در  2008/6/9ساعت 23:50  توسط شبیر | 



اگر یادتان باشد گفته بودم که یک نمایشگاه عکس برگزار خواهد شد.
"گالری خاک" این بار میزبان عکس‌های مجید کریمی است.
تاریخ گشایش این نمایشگاه روز پنجشنبه 23 خرداد ماه (از ساعت 5 الی 9) خواهد بود.
محل برگزاری: تهران خیابان انقلاب- خیابان خارک- بین چهارراه ولی‌عصصر و چهار راه کالج- پلاک 61
روزهای عادی از ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر
زمان برگزاری:
23 تا 30 خرداد ماه

-------------
این خبر اولیه!
حالا بیشتر خواهم نوشت!
اولین سوالی که پیش می‌آید این است که این مجید کریمی واقعا کیست؟ (علما دانند!)
+ نوشته شده در  2008/6/9ساعت 8:47  توسط شبیر | 
گفتم: خداحافظ...
گفت: تا فردا...

هر چند خدا موجود خوبی‌ است اما به نظرم خیلی امیدوارانه‌تر باشد که انسان به امید دیدن فردا باشد!
خداحافظ خیلی مرا یاد انتهای خط می‌اندازد...
 
+ نوشته شده در  2008/6/8ساعت 22:58  توسط شبیر | 
روز به روز بر تعداد آدم‌هایی که در هنگام چت به آن‌ها "وقت به‌خیر" می‌گویم (چون حوصله ندارم حساب کنم ببینم به وقت آن‌ها روز است یا شب یا عصر یا ظهر ...) اضافه می‌شود!

+ نوشته شده در  2008/6/7ساعت 23:19  توسط شبیر | 

ERA نام گروهی است که اریک لوی آن را آغاز کرد و کار‌ آن‌ها ساخت موسیقی‌هایی مناجات‌گونه است که به زبانی موهومی نزدیک به لاتین آن‌ها را اجرا می‌کنند. این گروه فرانسوی کار خود را در سال 1996 آغاز کرد و تا به امروز به کار خود ادامه داده‌اند.

موسیقی آنها را می‌توان new age دانست. سبک آن‌ها مخلوطی از موسیقی کلاسیک، مناجات‌های گرگورین، اپرا و موسیقی معاصر است. موسیقی آن‌ها به عنوان موسیقی متن فیلم فرانسوی Les Visiteurs  و نیز فیلم Driven مورد استفاده قرار گرفت.

اجرا‌های زنده‌ی این گروه معمولا در حالی انجام می‌گیرد که خواننده گروه لباس‌های قرون وسطایی پوشیده‌اند (حتی زره و...).

این گروه رکورد دار فروش یک آلبوم فرانسوی است.

یکی از کارهای این گروه آلبوم The mass یا عشای ربانی است که در ادامه پروژه era 1 & 2 در سال 2003 ارائه شد.

لیست آهنگ‌های این گروه در زیر می‌آید:

  1. "The Mass" (3:39) (vocals - Guy Protheroe)
  2. "Looking For Something" (4:09) (vocals - Lena Jinnegren)
  3. "Don't Go Away" (4:23) (vocals - Lena Jinnegren)
  4. "Don't You Forget" (3:40) (vocals - Lena Jinnegren)
  5. "If You Shout" (3:49) (vocals - Lena Jinnegren)
  6. "Avemano Orchestral" (4:20) (vocals - Harriet Jay)
  7. "Enae Volare" (3:34) (vocals - Guy Protheroe)
  8. "Sombre Day" (3:42)
  9. "Voxifera" (4:20)
  10. "The Champions" (3:28)

نام اعضا گروه:

Eric Levi
Guy Protheroe
Lena Jinnegren
Eric Geisen
Florence Dedam
Murielle Lefebvre
Chester Thompson
Lee Sklar

وب سایت رسمی گروه:

http://era-music.artistes.universalmusic.fr

اما آهنگی که می‌شنوید و آهنگی است که بسیار هم آن را می‌پسندم، آهنگ نخست همین آلبوم است.

"عشای ربانی" آهنگی است که مخلوطی است از آهنگ divano  ساخته همین گره که در دومین آلبوم این گروه اجرا شد و  O fortuna از کارل ارف است و به زبان خیالی (مخلوطی از لاتین و فرانسوی و ایتالیایی) خوانده شده است.

این هم متن آهنگ:

Semper crescis
Aut decrescis
Vita detestabilis
Nunc obdurat
Et tunc curat
Ludo mentis aciem

Nunc obdurat
Et tunc curat
Ludo mentis aciem
Egestatem
Potestatem
Dissolvit ut glaciem

Divano
Divano re
Divano blessi
Divano blessia
Divano blessia
Divano
Divano re
Divano blessia
Divano blessia

Sors salutis
Et virtutis
Michi nunc contraria
Est affectus
Et defectus
Semper in angaria
Hac in hora
Sine mora
Corde pulsum tangite

Divano...
In divano
Sors salutis
Divano...

Hac in hora
Sine mora
Corde pulsum tangite
Quod per sortem
Sternit fortem
Mecum omnes plangite

 

http://takho.persiangig.com/audio/Newage/01%20-%20The%20Mass.swf

+ نوشته شده در  2008/6/6ساعت 17:27  توسط شبیر | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
موسیقی:
گل پامچال

بیژن بیژنی

با تشکر از پری ناز

تقدیم به Daisy

پیوندهای روزانه
ای از عشق پاک من همیشه مست- گلپا
گله (مهیار شادروان)
I Dreamed a dream
You are loved (josh groban)a
مینا ( مرجان و مهسا)
Canon_in_D_Major
Everything is beautiful in its own way(Willie Nelson)a
Wonderful tonight(clapton)1
Broke back Mountain
Celtic legend
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
مرداد 1384
تیر 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
آرشیو موضوعی
در جستجوی زمان از دست رفته
شعرهایم به تو مربوط شدند (اشعار)
از هر دری سخنی گفته‌ایم و خرسندیم!
جملات کوتاه دیگران
کتاب
روزانه‌های وبلاگ‌صاحاب
درد دل
برند
پاد روزمرگی
علمی
ادبی
هنری
مينيمال
آنچه همه به شما نمی‌گویند
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
بیایید وبلاگ صاحاب رو بیشتر بشناسیم
و چنین گفت دوست من
گفته از من نه و گویا که بزرگان گفتند
فارست گامپ
Let's figure this out
پیوندها
فروغ
از زندگی
بهنود
پرشین مدلاگ
يك پزشك
پینک فلویدیش
معروفی
اعترافات نه چندان خصوصی
سلمان
A man called old fashion
غلاف تمام فلزی
Daisy
پاگرد
بعد کیهانی
آن سوی دیوار ( اسراییل )
یادداشتهای یک تبعیدی عصبانی
مسير يك ذره
خواب بزرگ
A beautiful revolution
اکونومیست (مجله‌ی)
NAAAZZZYYY
mister blackboard
دنیای کوچک آقای اوف
بایرامعلی د گریت
Hajiagha
مرا زندگی کن (ندا-مسعود)
پرنیان
گیس طلا
شب‌های بی‌سحر
سینا سالک
twisted one 151
نازنینا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Free counter and web stats