تبليغاتX
+AB
Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί
I don't really know what has happened...
 I simply can't write here.
I abhor the virtual environment... I guess I don't have a good reason, but I feel there is a problem with it...
I want my real friendships in real world... In a tangible style....
I don't know there most be a problem within this realm..
+ نوشته شده در  2008/5/18ساعت 3:11  توسط شبیر | 
ناله آتشین

هلال ماه چو بر آسمان هویدا شد
کلید میکده گم گشته بود و پیدا شد

<شهیدی>
گوشه چشمی به ما کن
درد اسیران دوا کن

شمع سحرگه چون فشاند
قطره اشکی یاد ما کن

ای لب نوشین تو صدچشمه بقا
ساز طرب ساز و شبی از برم درآ
یا مده ای راحت جان وعده ای مرا
یا وفا کن

<الهه>
داغ حسرت جانگداز است
چاره ما سوز و ساز است
ناله آتشین سرکن ای دل
وز جدایی چو نی شکوه ها کن

جانم آمد بر لب ای گل
از نگاهی امشب ای گل
چاره عاشق بینوا کن

دین و دل و جان و جهانم تویی تویی
آنکه بود فتنه رویت منم منم
وان که بود شادی جانم تویی تویی

<شهیدی>
رحمتی بر خسته جانی مبتلا کن
چون بروید در بهاران لاله ای یاد ما کن....

----------

با تشکر از همایون...

He is my FRIENDs

+ نوشته شده در  2008/5/16ساعت 2:58  توسط شبیر | 
در ماشین نشسته‌ام...

هوای خنکی به صورتم می‌خورد، مصنوعی است اما دلپذیر است.

پشت سرم خورشید غروب می‌کند....

راننده با نفر پشتی حرف می‌زند...

"خاک"، "اصالت"، "ساختن"....

واژگانی که می‌شنوم و ناقوس‌وار در سرم صدا می‌کنند...

ماه بالا سمت راست در آسمان است و سرخی غروب مرا مسحور می‌کند...

عجیب است امروز دماوند هم از این بزرگراه دیده می‌شود...

خاک، ساختن، اصالت...

خــاک...

The grass was greener...

The light was brighter...

+ نوشته شده در  2008/5/15ساعت 21:18  توسط شبیر | 
My life is brilliant My love is pure :D
+ نوشته شده در  2008/5/13ساعت 21:10  توسط شبیر | 

+ نوشته شده در  2008/5/12ساعت 5:7  توسط شبیر | 

How can it be that mathematics, being after all a product of human thought which is independent of experience, is so admirably appropriate to the objects of reality? Is human reason, then, without experience, merely by taking thought, able to fathom the properties of real things.

+ نوشته شده در  2008/5/11ساعت 13:35  توسط شبیر | 
سعی کن دوستان ابله را از خودت دور کنی!

-------------

* از یکی آقایی یاد گرفتم که چند برگه چک نویسم را به هم بدوزم (برای منظم زندگی کردن!) و به این ترتیب گاهی که چک نویسم را نگاه می کنم وسط معادله ها و ... عباراتی می نویسم. و انچه تحت عنوان Among quantum notes  می نویسم از لابه لای همان ها انتخاب می شود...

+ نوشته شده در  2008/5/8ساعت 23:0  توسط شبیر | 
- خلاصه این که فلانی با ازدواج مشکل داشت٬ البته طرف حتی با فضای هیلبرت هم مشکل داشت!

* یکبار در جریان یک کامت گذاشتن برای دوست عزیزی متوجه شدم که تمام چیزهایی که برای من ملموس و مفهوم هستند الزاما برای دیگران با معنی نیستند! (داستان سر اصل عدم قطعیت هایزنبرگ بود)

جمله بالا از لابه لای یکی از مکالمات روزمره ام خارج شده٬ البته برای طرفین بحث خوش تعریف بود٬ سوال اینجاست که چقدر از صحبت هایمان را با استفاده از ایده های علمی و یا واژگان و مدلسازیهای علمی ای که با آن ها روبرو هستیم می سازیم؟

+ نوشته شده در  2008/5/5ساعت 23:17  توسط شبیر | 

بگفتا برایم همی رامتین

یکی یادگاری ز مهری ثمین

شگفتا ز دنیا و از سرنوشت

خدا قصه‌ها را چگونه نوشت؟

چه گویم ز دنیا که سرگشته‌ام

من از مرگ سوی تو برگشته‌ام

چو کودک بدم در یکی روستا

سرم گرم بازی به کوی و سرا

مرا زندگی از بدی‌ها تهی

نه از رنج و غم‌ها کمی آگهی

گهی محو بازی پروانه‌ها

کمی محو زیبایی خانه‌ها

دمان شعله‌ی گرم آهنگری

مرا آشنا کرد به صنعت‌گری

و آهنگر ده، امین نام بود

و او شادمان تا دم شام بود

قدش سرو و مویش سیه چون زغال

به خوبی و قدرت به هر جا مثال

جوان بود و عمرش فقط بیست بود

هر آنچه گمان می‌کنی نیست، بود

 ---

ادامه دارد

+ نوشته شده در  2008/5/4ساعت 21:34  توسط شبیر | 
برای اولین بار یک بازی را از ورزشگاه دیدم!

بازی پرسپولیس سایپا یا من چگونه استادیوم رفتم!

نکات مثبت:

معماری زیبا

جو پر هیجان

کسب اطلاعات وسیع در مورد خواهر و مادر بازیکنان حریف و آقای داور!

کشیدن ۶ نخ سیگار بدون داشتن حتی یک نخ!

دیدن هنرنمایی نیروهای ویژه نیروی انتظامی (رقصیدن)!

نکات منفی:

بازی ساعت ۸ تمام شد و ما ساعت ۹:۲۰ از پارکینگ ورزشگاه بیرون آمدیم!

++

شاد زیید!

+ نوشته شده در  2008/5/4ساعت 16:38  توسط شبیر | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
موسیقی:
گل پامچال

بیژن بیژنی

با تشکر از پری ناز

تقدیم به Daisy

پیوندهای روزانه
ای از عشق پاک من همیشه مست- گلپا
گله (مهیار شادروان)
I Dreamed a dream
You are loved (josh groban)a
مینا ( مرجان و مهسا)
Canon_in_D_Major
Everything is beautiful in its own way(Willie Nelson)a
Wonderful tonight(clapton)1
Broke back Mountain
Celtic legend
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
مرداد 1384
تیر 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
آرشیو موضوعی
در جستجوی زمان از دست رفته
شعرهایم به تو مربوط شدند (اشعار)
از هر دری سخنی گفته‌ایم و خرسندیم!
جملات کوتاه دیگران
کتاب
روزانه‌های وبلاگ‌صاحاب
درد دل
برند
پاد روزمرگی
علمی
ادبی
هنری
مينيمال
آنچه همه به شما نمی‌گویند
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
بیایید وبلاگ صاحاب رو بیشتر بشناسیم
و چنین گفت دوست من
گفته از من نه و گویا که بزرگان گفتند
فارست گامپ
Let's figure this out
پیوندها
فروغ
از زندگی
بهنود
پرشین مدلاگ
يك پزشك
پینک فلویدیش
معروفی
اعترافات نه چندان خصوصی
سلمان
A man called old fashion
غلاف تمام فلزی
Daisy
پاگرد
بعد کیهانی
آن سوی دیوار ( اسراییل )
یادداشتهای یک تبعیدی عصبانی
مسير يك ذره
خواب بزرگ
A beautiful revolution
اکونومیست (مجله‌ی)
NAAAZZZYYY
mister blackboard
دنیای کوچک آقای اوف
بایرامعلی د گریت
Hajiagha
مرا زندگی کن (ندا-مسعود)
پرنیان
گیس طلا
شب‌های بی‌سحر
سینا سالک
twisted one 151
نازنینا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Free counter and web stats