تبليغاتX
+AB
Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί
به این سوال لطفا پاسخ دهید؟

آره یا نه؟

اولین چیزی که به نظرتان رسید...

دریغ نکنید...

شاد زیید

+ نوشته شده در  2007/7/22ساعت 17:35  توسط شبیر | 
اوشو می گوید: " کودک باش اما کودکی نکن!"

رومن رولان در ژان کریستف می نویسد:

برای کودک٬ همه چیز متعلق به اوست. هیچ چیز او را بی اعتنا نمی گذارد. همه چیز خواه انسانَ خواه مگس٬ دارای ارزش مساوی است. همه چیز هم به یکسان زنده است: گربه٬ آتش٬ میز و....

برای کودک اتاق به پهنای یک کشور و روز به درازی یک عمر است.

 

+ نوشته شده در  2007/7/21ساعت 18:29  توسط شبیر | 

ادوارد براون در تاریخ ادبیات خود نقل کرده که:

روزی عنصری، عسجدی، فرخی، روزی در غزنه گرد هم نشسته و سرگرم گفتگو بودند. در این حال مردی بیگانه از نیشابور به آنجا رسید و چنان نمود که آهنگ مجلس آنان دارد. عنصری که از ورود این روستایی بیگانه خشنود نبود و او را مخلّ مجلس انس می‌دید، گفت:‌" ای برادر ما شاعران دربار شاهیم و جز شاعران هیچ‌کس را در این مجلس راه نیست. اینک هر یک از ما مصراعی بر قافیه‌ای یکسان می‌سراییم. اگر تو مصراع چهارم آن رباعی را ساختی، در جمع ما توانی بود. مرد روستایی پذیرفت.

عنصری از روی عمد قافیه‌ای برگزید که به گمان وی تنها سه مصراع بر آن می‌شد ساخت و آوردن مصراع چهارم ممکن نبود.

مصراع اول که عنصری گفت چنین بود:

چون عارض تو ماه نباشد روشن

عسجدی مصراع دوم را چنین آورد:

مانند رخت گل نبود در گلشن

و فرخی گفت:

مژگانْتْ همی گذر کند از جوشن

و روستایی مصراع چهارم را چنین آورد:

مانند سنان گیو در جنگ پشن!

 

خوب تلمیح عجیبی بود، حاضران از روستایی پرسیدند او افسانه‌ای برایشان نقل کرد. آن روستایی ناشناسی فردوسی بود!

( و البته این‌ ماجرا باعث شد که عنصری به نزد سلطان محمود برود و بگوید که کسی پیدا شده که داستان‌های ملی را که دقیقی آغازگر آن بود کامل کند...

( به نقل از مشق عشق نوشته‌ی مهیار شادٔروان)

 

شعری حفظی:

 

از فاضل نظری: (فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن)

 

من چه در وهم وجودم چه عدم دلتنگم

از عدم تا به وجود آمده‌ام دلتنگم

روح از افلاک و تن از خاک در این ساغر پاک

از درآمیختن شادی و غم دلتنگم

خوشه‌ای از ملکوت تو مرا دور انداخت

من هنوز از سفر باغ ارم دلتنگم

ای نبخشوده، گناه پدرم ، آدم را

به گناهان نبخشوده قسم دلتنگم

نشد از یاد برم خاطره‌ی دوری را

باز هر چند رسیدیم به هم دلتنگم!

 

صنعت ادبی:

حس آمیزی...

بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم...

 

+ +

آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا مي کرد

 کـــــــاش بنزين مرا نيـــــز مهيــــــــــا مي کرد!

پمپ بنزين و صف و کارت و منِ پيت به دست

 کــــــاش مي آمد و از دور تماشا مي کرد....

 

 

+ نوشته شده در  2007/7/19ساعت 21:18  توسط شبیر | 
یادت می آد گفتم اون شب ماه نیست؟

خوب امشب هلال ماه با زهره مقارنه داره...

به زبونه ساده گاهی به آسمان نگاه کن....

خوش به حال عکاس های نجومی! که عکس می گیرن!

-----------------------------------

دل دردمند سعدی، ز محبت تو خون ‌شد

 

نه به وصل می‌رسانی، نه به قتل می‌رهانی

------------------------------------

بخش جدید ۱:

 

خوب چون ا.ش عزیز در گزیرش ها پرده برداری کردند از این که امشب شب تولد من است باید بگویم که در واقع جرم آسمانی متولد تیر همان ماه است...

امشب هلال ماه (رجب) متولد می شود و فردا صبح راس ساعت ۱۲:۳۰ (اگر زنده بمانم) متولد می شوم!...

نامش را هم پیشآیی می گذاریم؟

هر چه هست نیکوست!

 

 

+ نوشته شده در  2007/7/17ساعت 11:59  توسط شبیر | 

سوالی که مطرحه اینه که چگونه ممکن است که برنج هم بسوزه هم خمیر بشه؟!

سوال بالا در واقع شرحی است از برنجی که بنده امروز پختم! (البته علما دلیل منطقی ارائه دادند!)

به نظرم مشکل این جاست که کتب آشپزی بیش از حد روی شعور خواننده حساب باز کردند!

چون گویا شعله ی گاز خانم منتظمی با خونه ی ما کمی فرق داشته!

اکنون که این را برای شما می نویسم مچ دست چپ و زانوی پای راستم هم درد می کند!

اشپزخانه ی ما کفی سنگی دارد...

من حمام بودم!

بوی سوختگی...

بیرون دویدن!

تجربه ی پرواز!

اما در وسط آشپزخانه یک فرش موجود است که من در هوا که بودم به جد تلاش کردم که روی آن فرود بیایم اما گویا زیادی تلاش کردم چون دیدم که دارم به سرعت به کابینت نزدیک می شم!(دلیل درد مچ دست چپ را که فهمیدید!)

تنها نکته ی مثبت این که قورمه سبزی خیلی خوب شده...

       پ ن: دلم درد می کنه یعنی چرا ؟

پ ن 2: من هنوزم سالاد آلکال پاتار رو ترجیح می دم...

 

+ نوشته شده در  2007/7/15ساعت 12:35  توسط شبیر | 
امشب ماه نیست ....
+ نوشته شده در  2007/7/14ساعت 22:34  توسط شبیر | 
شعر حفظی این هفته:

شعری از سایه برای محمد رضا لطفی

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم

که بیانی چو زبان تو ندارد سخنم

ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست

تا من از راز سپهرت گره ای باز کنم

صبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزین

عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی

من چه گویم که غریب است دلم در وطنم!

همه مرغان هم آواز پراکنده شدند

آه از این باد بلا خیز که زد بر چمنم

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت

کی بود باز که شوری به جهان در فکنم...

 

+ نوشته شده در  2007/7/13ساعت 23:14  توسط شبیر | 
عکشف محموله کوکایینلیرغم تمام تلاشهای صورت گرفته مصرف مواد مخدر در جهان روبه افزایش است و این باور وجود دارد که نزدیک به ۲۰۰میلیون نفر درگیر این پدیده هستند...

در اروپای غربی مصرف کوکایین سریعا در حال رشد است... اما خبری که من می خواهم برایتان نقل کنم یک کار پژوهشی است که توسط طیف نگارهای ( اسپکتروسکوپیست!) در ایتالیا انجام شده!

در سال ۲۰۰۵ پژوهشی در ایتالیا انجام شد که نشان داد به طور متوسط ۴ کیلوگرم در هر روز کوکایین در رودخانه ی پو در حال عبور است که این نشانگر مصرف تقریبا ۴۰۰۰۰دوز کوکایین در روز است که با آمار رسمی (۵۰۰ دوز در روز) تفاوت چشمگیری دارد.

تحقیقات اخیر حتی از این هم تکان دهنده تر است زیرا غلظت کوکایین در آسمان ایتالیا در حدود دیگر آلاینده‌هایی از قبیل PCB و نیتراتها و ... است!

در آسمان بخش‌های مختلف کوکایین همواره در حد قابل تشخیص وجود داشت در آسمان مناطق مسکونی، پارکها، باغها و دانشگاه‌ها...

و جالب این‌که بیشترین غلظت کوکایین، بر فراز دانشگاه‌ها بوده! ( در حد 98 پیکوگرم در متر مکعب)

در حالیکه در جنوب شهر این میزان 70 و در روستاها 10 پیکوگرم بر متر مکعب بود.

(امار معنی داری است!) البته میزان کوکایین به شدت کمتر از نیکوتین بود اما در حد PCBها ( مواد حلقوی کلرداری که سال‌ها قبل مثلا به عنوان خنک کننده‌ی ترانسفورماتورهای برق استفاده می‌شد که بیش از 40 سال است مصرف آن در آمریکا ممنوع شده... پایداری حرارتی مهمترین ویژگی این مواد است اما در ایران گویا هنوز هم استفاده می‌شود)...

هر چند که منبع کوکایین در هوا دقیقا مشخص نیست اما می‌تواند گویای میزان مصرف آن باشد...

در ضمن این آنالیزها با دستگاه‌های GC-MS انجام شده است!

منبع: Journal of Spectorscopy Science 2007

Detection of cocaine in the airborne particles of Detection of cocaine in the airborne particles of"the Italian cities Rome and Tarantothe Italian cities Rome and Taranto

+ نوشته شده در  2007/7/10ساعت 19:57  توسط شبیر | 

بابا جان می‌تونه می‌زنه....

لطفی بزرگ در برنامه‌اش هم تار زد هم دف زد هم کمانچه نواخت هم سه‌تار زد!

البته‌ کمی‌ هم خواند! که می‌توان به زیبایی نواختش بخشایید...

البته فکر می‌کنم مهمترین بخش لذت کنسرت رفتن در ایران این است که یک بار قیف نیست و یک بار قیر و این خودش در ایجاد تنوع نقش موثری دارد!

پ.ن: به صحبت های شما دوستان در بخش گزیرشهای پست پیشین پاسخ داده شد...

+ نوشته شده در  2007/7/8ساعت 13:9  توسط شبیر | 
پیشترها بهت گفتم: برای من فقط حال حقیقت دارد، گذشته و آینده‌ برای من توهمی بیش نیست...

می‌دانی دیر یا زود تو هم مثل باقی دوستان من به مشرق یا مغرب سفر خواهی کرد.. آری یا می‌روی استرالیا که وقتی آن‌جا ظهر است  و تو ناهار می‌خوری، من اگر سحرخیز باشم تازه بیدار شده‌ام...

یا می‌روی آمریکا و وقتی من دارم در جمعه‌ام زندگی می‌کنم تو هنوز مانده‌ای در پنج‌شنبه‌ی خودت...

می‌بینی هرکجا که بروی یا تو آینده‌ی منی یا من آینده‌ی تو... این‌هم برای خودش حکایت عجبی است که ما آینده‌ی یکدیگریم...

اما پیشترها به تو هشدار داده بودم دوست عزیز من فقط در حال زندگی می‌کنم!

می‌بینی تو هم توهمی می‌شوی...

+ نوشته شده در  2007/7/6ساعت 20:35  توسط شبیر | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
موسیقی:
گل پامچال

بیژن بیژنی

با تشکر از پری ناز

تقدیم به Daisy

پیوندهای روزانه
ای از عشق پاک من همیشه مست- گلپا
گله (مهیار شادروان)
I Dreamed a dream
You are loved (josh groban)a
مینا ( مرجان و مهسا)
Canon_in_D_Major
Everything is beautiful in its own way(Willie Nelson)a
Wonderful tonight(clapton)1
Broke back Mountain
Celtic legend
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
مرداد 1384
تیر 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
آرشیو موضوعی
مکانیک کوانتوم
در جستجوی زمان از دست رفته
شعرهایم به تو مربوط شدند (اشعار)
از هر دری سخنی گفته‌ایم و خرسندیم!
جملات کوتاه دیگران
کتاب
روزانه‌های وبلاگ‌صاحاب
درد دل
برند
پاد روزمرگی
علمی
ادبی
هنری
مينيمال
آنچه همه به شما نمی‌گویند
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
بیایید وبلاگ صاحاب رو بیشتر بشناسیم
و چنین گفت دوست من
گفته از من نه و گویا که بزرگان گفتند
فارست گامپ
Let's figure this out
پیوندها
فروغ
از زندگی
بهنود
پرشین مدلاگ
يك پزشك
پینک فلویدیش
معروفی
اعترافات نه چندان خصوصی
سلمان
A man called old fashion
غلاف تمام فلزی
Daisy
پاگرد
بعد کیهانی
آن سوی دیوار ( اسراییل )
یادداشتهای یک تبعیدی عصبانی
مسير يك ذره
خواب بزرگ
A beautiful revolution
اکونومیست (مجله‌ی)
NAAAZZZYYY
mister blackboard
دنیای کوچک آقای اوف
بایرامعلی د گریت
Hajiagha
مرا زندگی کن (ندا-مسعود)
پرنیان
گیس طلا
شب‌های بی‌سحر
سینا سالک
twisted one 151
نازنینا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Free counter and web stats